
خسته ام دیگر
نه حوصله ای انتظار دارم
نه دلی برای ماندن
نه پایی برای رفتن
نه چشمی هست به انتظار
نه توقعی هست
خسته ام نه مجال بحث ندارم نه در فکر و رویا
مات و مبهوتم به ساعتهایی که معلوم نیست مقصدشان کجاست
از ادمهای رنگارنگ خسته ترم از روزهای سرد
دلم یه خواب میخواهد شاید کمی بگذرم از خویشتن
اما افسوس که پتویم مچاله شدو خواب هم در پی من نمیگردد . .

ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 150