در دشت این نویسنده ی جان به لب ؛ لبخند بکار
تا درو کند ،اندک خوشحالی مانده از مردمان زمین را
و هدیه دهد به کودکان و پاک دلان تا کمی مصون بمانند از تاریکی و لجن این دیار و سیاه دلان
تَخت تنهایی.....ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 52
ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 141

قلبم..

زیر خراوار ها برف به یخی محکم میخورد دستان نازنینت
خوب که کندی میبینی دلی را که دل من است
سرد است ب گمانم دیگر یخ بسته با دست تو که هیچ از دست خدا شاید کاری براید
ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 190
در باب دلم..در تَخلص من نبودی که برایت شعری در قالبت بگویم و..در یاد من ماندی سطر به سطر تا نفسی دیگر بگویم و..قلب من ایستاده کنون ؛تا صبحِ دیگرِ دیدنتکاش میشد کُشت؛ این لحظه های نبودنتدر دلم یار دِگَر رَدیف قلبم نشودهرگز هرچه خواهم گَشت و رفت ؛اما ندیده ام گُلی چو تو در گِلمیروم و فراموش میکنم توراتو که رفته ای؛ خاطراتت را مینویسمت بر روی جام شرابم تا بدانم فراموش شدی چرا اِمشبم به پایان میرسد اما ؛نفس هایم را نمیدانم اگر او هم رفت ،یاد تورا ؛در خاطره ها میجویم#M_P تَخت تنهایی.....ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 132