در تَخلص من نبودی که برایت شعری در قالبت بگویم و..
در یاد من ماندی سطر به سطر
تا نفسی دیگر بگویم و..
قلب من ایستاده کنون ؛تا صبحِ دیگرِ دیدنت
کاش میشد کُشت؛ این لحظه های نبودنت
در دلم یار دِگَر رَدیف قلبم نشودهرگز
هرچه خواهم گَشت و رفت ؛اما ندیده ام گُلی چو تو در گِل
میروم و فراموش میکنم تورا
تو که رفته ای؛ خاطراتت را
مینویسمت بر روی جام شرابم
تا بدانم فراموش شدی چرا
اِمشبم به پایان میرسد اما ؛نفس هایم را نمیدانم
اگر او هم رفت ،یاد تورا ؛در خاطره ها میجویم
#M_P

ما را در سایت تَخت تنهایی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 132